پرنده نگری و گردشگری مسئولانه

خاطرات سفرهای علی و سمانه

پرنده نگری و گردشگری مسئولانه

خاطرات سفرهای علی و سمانه

پرنده نگری و گردشگری مسئولانه

سفر به شمالغرب و طبیعت زیبای آن- خرداد 92

دوشنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ۰۱:۴۵ ب.ظ

9 تا 16 خرداد 92

سفر به شمال غرب، از جذابترین و بهترین سفرهای ما بود: هوای فوق العاده، مناظر بکر و بی بدیل (در ایران البته). همچنین یک تجربه ی فوق العاده برای ما این بود که بهار طبیعت رو در 4 ماه پی در پی در نقاط مختلف می دیدیم: بهمن ماه بهار خوزستان، فروردین ماه بهار تهران، اردیبهشت ماه بهار فارس و حالا بهار شمالغرب.


 


چرخ ریسک نیزار 

برنامه ی سفر بر اساس اطلاعاتی که از دوستان و اینترنت به دست آورده بودیم چیده شد. به دلیل گستردگی منطقه و تعداد زیاد دیدنی های طبیعی و تاریخی در 3 استان شمالغرب، مقصدهای مربوط به استان اردبیل رو (به دلیل نزدیک تر بودن به تهران و امکان مراجعه های بعدی) حذف و لیست باقیمانده را نیز به اجبار اولویت بندی کردیم. خوشبختانه برنامه تا حد زیادی محقق شد. فقط چند تالاب کوچک رو که اطلاع دقیقی از محل آنها نداشتیم، نتونستیم پیدا کنیم. برخی از آثار تاریخی هم دسترسی مناسبی نداشتند.

بعد از بازگشت از این سفر، با وجود آنکه یک هفته تمام در راه بودیم و مسافتی طولانی رو طی کردیم، اما اشتیاقمان برای سفرهای بعدی به شمالغرب بیشتر شد. چرا که به نظر می رسید تنها گوشه ای از زیبایی های منطقه رو دیدیم و چندین سفر طولانی مدت دیگه به این منطقه نیاز داریم. 

مسیر رفت و برگشت از آزادراه تهران-تبریز بود. شهرهایی که طی این مدت از آنها عبور کردیم عبارتند از:

تبریز، اهر، کلیبر، عاشقلو، جلفا، پلدشت، بازگان، ماکو، آواجیق، چالدران، شوط، خوی، سلماس، ارومیه، مهاباد، میاندوآب، بناب، مراغه

 آثار طبیعی و تاریخی مورد بازدید عبارتند از:

- تالاب بین المللی قوریگل

- جنگل ارسباران و دره سی

- روستای پلکانی اشتوبین

- رود ارس

- حمام و قلعه کردشت

- آسیاب خرابه

- کلیسای سن استپانوس

- دریاچه سد ارس

- تالاب آغ گل

- بور آلان و چشمه ثریا

- تالاب پیراحمد کندی

- دریاچه سد بارون

- کلیسای زور زور

- قره کلیسا

- آبشار شرشر

- دریاچه ارومیه

- دریاچه سد حسنلو

- دریاچه سیران گل

- تالاب کانی برازان

- تالاب گروس

- رصدخانه مراغه

- اثر طبیعی ملی فسیلی مراغه

  

پنج شنبه 09/03/92

تهران تا تبریز

در این سفر دوست خوبمون آقا ولی هم همراهمون بود. قرار بود چهارشنبه ساعت 14 حرکت کنیم، اما به دلیل یه جلسه ی ضروری که برای من پیش اومد، قرار شد تا آخر شب –هر زمان که آماده شدیم- حرکت کنیم. آخرشب دیدیم کارها هنوز انجام نشدن، گفتیم پنج شنبه 5 صبح، حرکت! پنج شنبه صبح بیدار شدیم دیدیم خوابمان می آید!! خوابیدیم و گفتیم هر موقع بیدار شدیم، حرکت! ساعت 8:10 بالاخره از خانه خارج شدیم.

 مجمتع خدمات رفاهی خرمدره چند دقیقه ای برای استراحت توقف کردیم. در آن مجتمع هتل خرمدره، فضای سبز منحصر به فردی با گل های زیبا و جالب داشت. مشخص بود که روی فضای سبز خیلی کار شده بود.

تصویر 1-                کوههای زیبای مسیر تهران-تبریز

از دو راهی هشترود برای استفاده از پمپ گاز از اتوبان خارج شده و باقی مسیر را از جاده قدیم رفتیم که مناظر زیبایی نسبت به اتوبان داشت. به کنار قوری گل رسیدیم و بعد از صحبت با محیط بانی، چادرها را علم کرده و شب را آنجا اقامت کردیم. شب نسبتا سردی بود!

 پرندگان مشاهده شده در مسیر تهران تا تبریز عبارتند از:

 جدول 1-   پرندگان مشاهده شده در مسیر تهران تا تبریز

 

جمعه 10/03/92

قوریگل، اهر، کلیدر

صبح زود به گشت در کنار دریاچه پرداختیم. تالاب قوریگل قابلیتهای فراوان زیستی و آموزشی و تحقیقاتی و اکوتوریسم و... را دارا می‌باشد. این تالاب در سال 1354 به عنوان تالاب بین‌المللی در کنواسیون رامسر به ثبت رسیده و از سال 1373 جزو مناطق شکار ممنوع مدیریت می‌شود.

از آنجا که به طور کلی هدف اصلی برنامه، بازدید از تالاب ها و مناطق دورتر بود که برای مراجعه نیاز به سفر چند روزه دارند، لذا وقت چندانی برای گشت در این منطقه اختصاص ندادیم. در غیر این صورت تعداد گونه های مشاهده شده، با توجه به شرایط تالاب و مواردی که در سفرهای پیشین دیده شد، قطعا پرندگان بیشتری مشاهده می شدند.


تصویر 2- تالاب قوریگل


جدول 2-   پرندگان مشاهده شده در تالاب قوریگل

تصویر 3-                اردک سرسفید (در معرض خطر انقراض)

تصویر 4-                چنگر به همراه جوجه اش

تصویر 5-                لانه چنگر

تصویر 6-                کشیم گردن سیاه

تصویر 7-                 سسک ابروسفید

Camera
COOLPIX P500
Focal Length
288mm
Aperture
f/5.7
Exposure
1/1250s
ISO
400

تصویر 8-                سسک تالابی زیتونی

 

Camera
Canon PowerShot SX40 HS
Focal Length
150.5mm
Aperture
f/5.8
Exposure
1/125s
ISO
400
Camera
Canon PowerShot SX40 HS
Focal Length
111.092mm
Aperture
f/5.8
Exposure
1/800s
ISO
400

تصویر 9-                جوجه جغد شاخدار

تصویر 10-                پلک سوم که به صورت نیمه باز مشخص است

تصویر 11-                پری شاهرخ

تصویر 12-             سنگ چشم پشت سرخ

تصویر 13-             سنگ چشم خاکستری کوچک

تصویر 14-             چکچک

 

در حال صرف صبحانه و جمع کردن چادرها بودیم که دو نفر از محیط زیست منطقه به سمت ما آمدند. در خصوص برنامه سفرمان به مناطق شمالی تر و غربی تر با ایشان صحبت کردیم. هر دو گفتند به سمت بورآلان نروید. کردها آنجا هرج  و مرج ایجاد کرده اند و گروگان گیری می کنند!

 

به سمت اهر

ساعت 12:40 به سمت اهر حرکت کرده و در ساعت 14:15 به این شهر رسیدیم. در طول مسیر هوا نیمه ابری بود و مناظر و ترکیب رنگی بسیار زیبایی دیده می شد.

تصویر 15-             مناظر زیبای تبریز به اهر

 

نهار رو در سالن غذاخوری تقی زاده آبگوشت با دوغ محلی صرف کردیم که عالی بود. ساعت 15:00 به سمت کلیبر حرکت کردیم و ساعت 17:00 از این شهر گذشتیم و به سمت قلعه بابک رفتیم.

تصویر 16-             مسیر اهر به کلیبر

قلعه جمهور معروف به دژ بابک، قلعه ای با ابهت و با چشم اندازهای بی نظیر در 50 کیلومتری شمال شهرستان اهر و در منطقه کلیبر واقع شده است. این دژ در زمان قیام خرم دینان علیه دستگاه خلافت عباسی در قرن سوم هجری ساخته شد.

برای رسیدن به قلعه بابک از مسیر هتل بابک، بایستی بخشی از مسیر رو با ماشین شاسی بلند (مسافربرهای محلی) و بخشی دیگر رو پیاده طی می کردیم. با توجه به باران شدیدی که می بارید، ماشین های محلی تمایل چندانی به بردن ما نداشتند. همچنین با توجه به مشکل بودن مسیر پیاده روی آن در شرایط بارانی، به ناچار بازدید از قلعه را به برنامه ی بعدی موکول کردیم.

قصد داشتیم از اقامتگاه مسیر قلعه بابک استفاده کنیم. اما این اقامتگاه به صورت کانکس های خیلی کوچکی به صورت آلونک (حدود 2x2 یا 2x3 متر) بود که فقط برق داشت. هیچ امکانات دیگری نبود. دستشویی بیرون بود و حمام هم نداشت. شبی 20000 تومان می گفت که با توجه به خدمات و امکانات، منطقی نبود. یک هتل هم بود که ظاهر خوبی داشت، اما ظاهرا در حال تعمیرات اساسی و تعطیل بود.

تصویر 17-             کلیبر تا قلعه بابک در هوای بارانی

 

جدول 3-   پرندگان مشاهده شده در محدوده ی قلعه بابک

تصویر 18-                جی جاق

تصویر 19-                دم سرخ

 

برگشت به کلیبر

ساعت 19:00 به کلیبر رسیدیم. تلفنی با هتل بزرگ کلیبر صحبت کرده و سپس به آنجا مراجعه کردیم. هتل طبقات بالای یک مرکز خرید خلوت بود. خیلی جاها تار عنکبوت بسته بود و کلا هر چه گشتیم کسی دری که شبیه در هتل باشد و یا اصلا هیچ در بازی پیدا نکردیم. مجدد تلفن زدیم، اما کسی پاسخ نداد. کلا خیلی عجیب و غریب بود. از 118 شماره ی مهمانسرای دیگری رو گرفتیم: مهمانسرای آراز

کلیبر، خیابان معلم، جنب پمپ بنزین. مهمانسرا یک حیاط داشت که مجموعه ای از اتاق ها در یک سمت و آشپزخانه (رستوران) و سرویس ها در سمت دیگر حیاط واقع شده بودند. البته هنوز مشغول انجام کارهای ساختمانی بودند. حمام قابل استفاده نبود و رستوران هم سرویس نداشت. به طور کلی فضای مناسبی برای اقامت تور بود. از حیاط هم به عنوان پارکینگ استفاده می شد. قیمت اتاق دو تخته 25000 و یک تخته 15000 بود. البته تصور نمی کنم هیچکدام از این قیمت ها برای سال 93 صادق باشند.

 

شنبه 11/03/92

ارسباران، وایگان، عاشقلو، وینق، رود ارس، روستای پلکانی اشتوبین، حمام کردشت، آسیاب خرابه، جلفا

 صبح قبل از حرکت، در شهر کلیبر پرندگان زیر را مشاهده کردیم.

 

 جدول 4-   پرندگان مشاهده شده در شهر کلیبر

 ساعت 7:15 به سمت ارسباران حرکت کردیم.

تصویر 20-                مسیر کلیبر به ارسباران

ارسباران منطقه ای کوهستانی است که دقیقا بین دو گوش گربه! قرار گرفته و اقلیمی مشابه جنگل های هیرکانی در شمال ایران دارد.

خیلی جاها جاده از میان جنگل های انبوه عبور می کند. شاید تنها تفاوت آن با شمال، کوهستانی بودنش باشد. بعد از رسیدن به بالای کوه و حرکت به سمت سراشیبی، پوشش گیاهی استپی می شود.

تصویر 21-                منطقه ارسباران

جدول 5-   پرندگان مشاهده شده در منطقه ی ارسباران


Camera
Canon PowerShot SX40 HS
Focal Length
150.5mm
Aperture
f/5.8
Exposure
1/500s
ISO
200

تصویر 22-                سنگ چشم پشت سرخ

Camera
COOLPIX P500
Focal Length
259.2mm
Aperture
f/7.1
Exposure
1/1500s
ISO
400

تصویر 23-                توکای بزرگ

Camera
Canon PowerShot SX40 HS
Focal Length
150.5mm
Aperture
f/5.8
Exposure
1/640s
ISO
200
Camera
Canon PowerShot SX40 HS
Focal Length
150.5mm
Aperture
f/6.3
Exposure
1/1000s
ISO
200

تصویر 24-                سارگپه دشتی

Camera
Canon PowerShot SX40 HS
Focal Length
150.5mm
Aperture
f/6.3
Exposure
1/1000s
ISO
200

تصویر 25-             پیپت صحرایی

 

از سمت آینالو (ساعت 11:00) به وایقان یا وایگان رفتیم (ساعت 12:00). با دیدن تابلوی وایگان، آدرس غار وایگان رو پرسیدیم. البته برای آدرس پرسیدن کلی مشکل داشتیم. یه جورایی «غار» کلمه ی تخصصیه و نمی دونستیم به ترکی چی میشه! اما خلاصه یک سوپر پیدا کردیم که فروشنده ی آن پسر جوانی بود که به زبان پارسی صحبت می کرد. گفت اندکی از محل رد شده اید. گذشته از آن پیاده روی هم دارد. لذا برنامه ی غار رو کنسل کردیم. کلا به دلیل محدودیت زمانی در سفر ها اغلب مسیر هایی که نیاز به پیاده روی برای رسیدن به منطقه داشته باشد را حذف می کنیم. چرا که در اغلب موارد بایستی ماشین رو پر از وسیله، کنار دشت یا کوه رها کنیم!

جدول 6-   پرندگان مشاهده شده در وایگان

  ساعت 12:20 به عاشقلو رسیدیم. 

جدول 7-   پرندگان مشاهده شده در عاشقلو


 ساعت 12:55 به دوراهی وینق رسیدیم که با تابلو مشخص شده بود. برای دیدن کلیسای وینق مراجعه کردیم. از یک روستا عبور کردیم که به محض خارج شدن از روستا وضعیت جاده بسیار بد بود. جاده پر از سنگ های بزرگ بود، طوری که به نظر می رسید داخل مسیل حرکت می کنیم و نه جاده. در اون زمان، هنوز پاژی (پاژن) رو نداشتیم و با پری (پراید) هم نتونستیم مسیر رو ادامه بدهیم.

در این روستا هیچ کس پارسی صحبت نمی کرد. حتی وقتی از دختری حدود 17 ساله سوال پرسیدم به نظر می رسید متوجه نمی شود! در انتهای روستا که وارد جاده ی فرعی می شدیم تنها کسی که دیدیم یک آقای مسن بود که باید ازش سوال می پرسیدیم. در گروه سه نفرمون فقط من ترکی می دونستم! اون هم به شکل دست و پا شکسته، مخصوصا در صرف فعل ها! زبان ترکی ما به همدان مربوط می شه که نسبت به ترکی آذری خیلی ساده تره. حالا من همین ترکی ساده تر رو با لهجه ی پارسی خودم می گفتم. بنده خداها کلا هنگ می کردند که این چه زبونیه!! کلی هم قاطی می کردم. آخر مکالمه با آقای مسن، برای تشکر کلمه کم آوردم! از بچه ها پرسیدم «Thank you ترکی چی می شه؟!!» اونها هم می گفتند تو هر چی می خواهی اول انگلیسی به ما بگو که برات به فارسی ترجمه کنیم که تو ترکی اون رو به طرف بگی!! ولی خدا رو شکر دوستان Thank you رو به ترکی بلد بودند!!

به دلیل اینکه هنگام خروج از ارسباران از عاشقلو بیرون اومدیم (مسیری که در اطلس راه های ایران حتی به صورت خاکی هم وجود نداشت!) و دیدن سایت های وینق و وایگان هم با شکست مواجه شد، تنها پل های خداآفرین در سمت شرق باقی می مانند که به نظر رسید بهتر است به برنامه ی بعدی موکول شود.

 

جدول 8-   پرندگان مشاهده شده در مسیر تاتار به وینق و دوراهی وینق

 

ساعت 1:30 از عاشقلو به سمت جلفا حرکت کردیم. در مسیر برای استراحت و نهار توقف کرده و کنار یک رودخانه یک کرکس مصری دیدیم.

 

تصویر 26-             حاشیه رود ارس در مسیر عاشقلو به جلفا

ساعت 15:50 به دوراهی اشتوبین رسیدیم. روستای پلکانی اشتوبین از توابع شهرستان اهر و در 14 کیلومتری رود ارس قرار گرفته. روستایی که ما دیدیم پلکانی بود اما با تصوری که داشتیم و عکس هایی که دیده بودیم بسیار متفاوت بود. در واقع با ساخته شدن ویلاهای فراوان، روستا هویت سنتی خود را از دست داده است.

 xioy_dscn8022.jpg w7qd_dscn8035.jpg azo_dscn8016.jpg 7h4p_dscn8010.jpg hgk3_dscn8008.jpg w331_img_0382.jpg ierl_dscn8007.jpg 

تصویر 27-             روستای پلکانی اشتوبین

qp6_img_0393.jpg 9odp_dscn8028.jpg qzu_dscn8029.jpg tp1p_img_0397.jpg 

تصویر 28-             ویلا سازی در روستای اشتوبین و تراشیدن کوه برای اینکار

عجیب آنکه محیط داخل روستا بسیار بسیار کثیف بود. از کوچه ها فاضلاب جاری بود و به دلیل پلکانی بودن روستا خیلی جاها زباله ها ته نشین شده و منظره ی بدی را به وجود آوردن بودند.

sjqv_img_0386.jpg 

تصویر 29-             فاضلاب ها و جوی های روستای اشتوبین

نکته دیگه این بود که در کل طول سفر، شاید جایی که بیشترین تمرکز ماشین های شخصی با پلاک تهران را دیدیم، همین روستای اشتوبین بود!

کردشت

ساعت 16:30 به کردشت رسیدیم. روستای کردشت دقیقا در مجاورت جاده قرار دارد، حتی به نوعی می توان گفت جاده از داخل آن عبور می کند. این روستا داری چندین بنای تاریخی استاولین تابلویی که دیدیم، حمام کردشت بود.

از بانی و سازندگان بنای حمام کردشت اطلاعی در دست نیست. به نظر برخی از محققان این بنا مربوط به دورۀ صفویه است. با این حال، عده‌ای بر این نظرند که این حمام و دیگر بناهای قلعۀ کردشت همگی متعلق به زمان جنگ‌های عباس‌میرزای قاجار با روس‌هاست.

این حمام، مانند بیشتر حمام‌های سنّتی از دو بخشِ سربینه و گرم‌خانه تشکیل شده. نکته شایان توجه در این بنا رعایت تقارنِ طرح است. چنین تقارنی در قرار‌گیری اجزای طرح، اغلب در حمام‌های دیگر دیده نمی‌شود. همۀ فضاهای حمام، که خود متقارن‌اند یا بر محور اصلی تقارن بنا قرار دارند یا دوبه‌دو به قرینه در دو طرف محور اصلی قرار گرفته‌اند. محور اصلی از به هم پیوستن مرکز سربینه و گرم‌خانه، یعنی دو فضای اصلی حمام، پدید آمده است.  در کف خزینه، تیان بزرگی از جنس مفرغ قرار دارد که سوخت را در زیر آن می‌افروخته و آب خزینه را گرم می‌کرده‌اند. دود حاصل از آتش نیز از طریق گربه‌روها حمام را گرم می‌کرده و در انتها، از دودکش خارج می‌شده است.

5dao_img_0415.jpg hfzj_img_0419.jpg qrmc_img_0437.jpg 

تصویر 30-             حمام تاریخی کردشت

a4hu_dscn8053.jpg 

تصویر 31-             دیوارهای قلعه کردشت

اطراف حمام کردشت، چندین گنجشک درختی دیدیم.

آدرس گورکان را پرسیدیم، گفتند کمی جلوتر (به سمت شرق) کنار جاده مشخص است. اما ما تنها یک خیلی کوچک کنار جاده دیدیم که به نظر نمی رسید 3000 ساله باشد!

حدود ساعت 17:00 به سمت آسیاب خرابه حرکت کردیم. جاده داخل دره ای تقریبا غربی-شرقی و از کنار رودخانه ارس حرکت می کرد. جاده بسیار باریک بود، یک طرف دره ارس و یک طرف کوه قرار داشت. تابلوهای راهنما هم خیلی جاها وجود نداشت. برای مثال وقتی از یک شیب تند بالا می رفتیم، زمان رسیدن به بالای آن نمی دانستیم بعد از آن جاده به چپ می رود، یا به راست، یا مسیر مستقیم را ادامه می دهد!!

تصویر 32-             رودخانه ارس و راه آهن قدیمی شوروی در آن سوی مرز

 

به سمت آسیاب خرابه حرکت کردیم و ساعت 19:00 به دوراهی آن رسیدیم. هوا داشت توفانی می شد. به سرعت به داخل تنگه رفتیم و ساعت 8:30 به سمت جلفا حرکت کردیم. آسیاب خرابه، در نزدیکی جلفا، نام تنگه ای بسیار زیبا است که یکی از اولین آسیاب ها در ایران در این مکان ساخته شده بوده، البته امروزه چیز زیادی از آن باقی نمانده است.

 تصویر 33-             نمای تنگه ی آسیاب خرابه و چین خوردگی های زمین

تصویر 34-             آسیاب خرابه در نزدیکی جلفا


جدول 9-   پرندگان مشاهده شده در آسیاب خرابه و مسیر دسترسی به آن


 تقریبا از زمان سوار شدن به ماشین در آسیاب خرابه، باران شروع شد. نزدیکی جلفا بسیار شدید شد. در این حین دو تا کبک در باران شدید، عرض جاده را رد کردند. به نظر می رسید به خانه می روند.

تصویر 35-             باران شدید در مسیر آسیاب خرابه به جلفا

 

جلفا

در ورودی جلفا با صف های طویل تریلی ها و کامیون ها در نقطه ی مرزی مواجه شدیم. شهر جلفا بازارها و فروشگاه های زیادی داره، مانند: بازار روسها، فروشگاه سالیان و... که در اون زمان اکثرا حراج داشتند.

برای اقامت به مهمانسرای آذربایجان رفتیم: خیابان ولایت فقیه جنب فروشگاه آذربایجان. خیلی تمیز نبود. داخل حیاط پشتی هم پارکینگ داشت. به طور کلی در این سفر متوجه شدیم که کیفیت خدمات و وضعیت مهمانسراها در دو استان آذربایجان شرقی و غربی خیلی نامناسبه. مهانسراهای دیگه ای در شهرهای مختلف، از جمله شمال شرق اقامت داشتیم که قیمتشون نصف اینها و یا حتی کمتر بود، اما فوق العاده تمیز بودند.

 

یکشنبه 12/03/92

جلفا، نمازخانه چوپان، کلیسای سن استپانوس، سد ارس، کلیسای مریم مقدس، پلدشت، تالاب آغ گل

صبح که بیدار شدیم، از پنجره اتاق تعداد زیادی کلاغ گردن بور دیدیم.


جدول 10-   پرندگان مشاهده شده در جلفا


 

در حاشیه ی جلفا، پرندگان زیر را دیدیم:

 

جدول 11-   پرندگان مشاهده شده در محدوده ی خروجی جلفا

 

برای نهار از سوپر ماکارونی خریدیم که امروز غذا رو خودمون آماده کنیم و یه جا در طبیعت بخوریم. مقداری هم نان روغنی خریدیم که خیلی خوشمزه بود. مشابه این نان روغنی رو قبلا در یک نانوایی داخل خیابان اسکندری تهران دیده بودم. این نان که مخصوص آذربایجانه، شبیه بربریه اما خیلی لطیف تر و برای 1 یا 2 روز به خوبی تازه و خوشمزه باقی می مونه.

ساعت 7:40 از جلفا خارج شدیم.

 از کنار نمازخانه چوپان عبور کردیم. از کنار نمازخانه چوپان عبور کردیم. نمازخانه چوپان یا کلیسای آندره ورتی روبروی باقی مانده شهر جلفای قدیم قرار داره. این کلیسا که در قرن 16 میلادی ساخته شده و در سال 1836 بازسازی شده، به روایتی محل عبادت چوپانان ارمنی روستاهای اطراف بوده. پلان کلیسا از خارج چهار گوشه اما از داخل شکل صلیب داره و به طور کلی کلیسای کوچکیه. عکس قدیمی تری که از این کلیسا دیدیم، در مرکز کلیسا، روی قسمت استوانه ای شکل که داخل تصویر مشخصه، یک گنبد هم قرار داشت که ظاهرا فرو ریخته.

 

تصویر 36-             نمازخانه چوپان

کمی بعد از نمازخانه چوپان یک شغال در کنار جاده دیدیم.

تصویر 37-             شغال


جدول 12-   پرندگان مشاهده شده در مسیر جلفا به کلیسای سن استپانوس


 

تصویر 38-             چکچک گوش سیاه در حال حمل غذا برای جوجه اش

 

کلیسای سن استپانوس

کلیسای استپانوس مقدس در 15 کیلومتری غرب جلفا در دره ای سرسبز و زیبا در محلی به نام قزل وانک قرار گرفته است. استپانوس مقدس یکی از هفت تنی است که مراسم تحلیف او به وسیله حواریون حضرت مسیح انجام گرفت. او واعظی پر شور و توانا بود که به دلیل خشم یهودیان اورشلیم دستگیر و در سال 37 میلادی توسط آنان سنگسار شد و به شهادت رسید. این کلیسا به یاد وی ساخته شده اما تاریخ دقیقی برای ساخت آن در دست نیست. محققان بر اساس شواهد موجود، ساخت آن را به سده های هفتم و نهم میلادی نسبت می دهند.

پلان کلیسا از خارج چهار گوش و از داخل صلیبی شکله. گنبد اصلی کلیسا به شکل چتر (گنبد رک rok چند ترک tark برآمده) روی قاعده ی 16 وجهی قرار گرفته. در ضلع جنوبی کلیسا، شبستانی وجود دارد که محل اقامت روحانیون، تالار اجتماعات، محل اقامت اسقف و ... را شامل می شود.

 

تصویر 39-             کلیسای سن استپانوس

تصویر 40-             شبستان کلیسای سن استپانوس

ارامنه پیش از گرویدن به مسیحیت به آیین مهر اعتقاد داشتند. به همین دلیل بسیاری از کلیساهای قدیمی ارامنه بر فراز بقایای عبادتگاه های مهری و نیز در جهت شمالی جنوبی و رو به مشرق احداث شده اند. کلیسای تادئوس مقدس نیز طوری ساخته شده که آفتاب صبحگاهی از پنجره های صلیبی شکل به داخل فضای تاریک کلیسا می تابد.

 

تصویر 41-             به کارگرفتن پنجره های صلیبی برای هدایت نور صبحگاهی به داخل کلیسا

تصویر 42-             لانه کمرکولی روی دیوار کلیسا


جدول 13-                       پرندگان مشاهده شده در محوطه کلیسای سن استپانوس


 

کلیسای ننه مریم

در ادامه ی مسیر به سمت غرب، از کنار کلیسای ننه مریم گذشتیم. کلیسای مریم مقدس در غرب جلفا در ساحل رود ارس قرار گرفته. این کلیسا در اختیار شورای خلیفه گری ارامنه آذربایجان قرار داره، اما در حال حاضر فعال نیست و تنها سالی یک مرتبه در هنگام زیارت قره کلیسا در این مکان هم مراسم مذهبی برگزار می شه.

این کلیسا در کنار جاده قرار داشت اما یک پاسگاه مرزبانی در نزدیکی آن بود که ماموران نگذاشتند عکاسی کنیم! حین عبور از این پاسگاه (به صورت گیت) اسم راننده را پرسیدند. پیشتر، کنار دوراهی اشتوبین، کارت ماشین را چک کرده و اسم راننده را در لیستی نوشته بودند. مکالمه ی علی با سرباز مربوطه خیلی جالب بود:سرباز: آگای؟

علی: فارسی بگو، ترکی بیلمیرم!

سرباز: آگای؟ اسمت رو بگو!

علی: آهان! علی.

سرباز دوم: خوب فامیل؟؟

علی: آهان! سنگچولی.

تصویر 43-             کلیسای ننه مریم

جدول 14-                       پرندگان مشاهده شده در کلیسای ننه مریم


 

تصویر 44-             کبک

 

بعد از عبور از کلیسای مریم مقدس، آب ارس از حالت گلی خارج شد و به رنگ آبی در آمد. علت گلی بودن آن در تمام طول مسیرمان از شرق تا اینجا، رودخانه ی گلی و سیلابی بود که از داخل ایران به ارس می ریخت. بعد از عبور از این رودخانه، آب شفاف تر بود.

تصویر 45-             رود ارس در بخش های غربی

کم کم دریاچه ی سد ارس نیز پدیدار شد.

 

تصویر 46-             دریاچه سد ارس و شهر نخجوان در آنسوی آن

 

تمام طول مسیر که در جاده اصلی کنار دریاچه سد ارس می رفتیم، همه جا تابلوی ورود ممنوع با علامت دزد دریایی یعنی یک جمجمه و 2 تا استخوان بود!! لذا تنها جایی که رفتن به کنار دریاچه مجاز است، تفرجگاه ساحلی سد ارس می باشد. داخل تفرجگاه سرویس بهداشتی، آب لوله کشی و یک بوفه و تعدادی آلاچیق وجود داره. ورودی به محل برای هر اتومبیل 3000 تومان بود. تمام طول زمانی که در این تفرجگاه هستید، باید جلوی چشم باشید!

یک گروه خانوادگی حدود 10 نفره بعد از صرف نهار برای پیاده روی به کنار آب رفتند. کم کم طوری شد که دیگه به پشت بوته ها و درختچه ها رفتند و دیده نمی شدند. بعد از چند دقیقه یک موتور با دو سرنشین لباس شخصی آمد و یکی از اونها به راهی که اون خانواده رفته بودند، رفت و اونها رو برگردوند. از یک نفرشون که راننده بود، مدارک ماشین رو خواست و چند لحظه ای هم اطراف ماشینشون گشت زد.

از آنجا که این موتوری ها، اصلا اونجا حضور نداشتند و رفتن این خانواده به پشت درختها رو ندیدند، حدس ما این بود که متصدی بوفه آنها رو خبر کرده!!

 

جدول 15-                       پرندگان مشاهده شده در محوطه دریاچه سد ارس


نهار رو در تفرجگاه ساحلی آماده کرده و خوردیم. بعد از چند روز، خوردن غذای خانگی خیلی چسبید.

 

تصویر 47-             نهار خوشمزه در کنار دریاچه سد ارس

تفرجگاه ساحلی در محدوده ی شرقی دریاچه، نزدیک به سد و نزدیک قزل قشلاق قرار دارد. ساعت 14:40 به سمت پلدشت حرکت کردیم.

جدول 16-                       پرندگان مشاهده شده در مسیر قزل قشلاق به پلدشت


جغد کوچک در روستای شیبلوی بالا روی یک کپه کاه نشسته بود.

تصویر 48-             جغد کوچک

تصویر 49-             زنبورخوار

ساعت 16:00 به پلدشت رسیدیم.

 

جدول 17-                       پرندگان مشاهده شده در پلدشت


 

بر اساس شنیده هایی که افراد محیط زیست در تالاب قوریگل گفته بودند که از پلدشت به سمت بورآلان امن نیست، با 110 تماس گرفتیم که از امنیت مسیرمان سوال کنیم. 110 گفت از هنگ مربانی سوال کنید. به هنگ زنگ زدیم و سوال پرسیدیم. تعجب کرد و گفت اینجا هرج و مرجی نیست! البته گفت چون خانواده هستید، بهتر است شب به پلدشت برگردید، آن هم به دلیل سرقت احتمالی از سوی محلی ها. لذا به مسیر خود ادامه دادیم و تقریبا زیباترین منظره های این سفر رو دقیقا از پلدشت به بعد دیدیم!

جدول 18-                       پرندگان مشاهده شده در مسیر پلدشت به شوطلو

 

ساعت 16:40 به روستای شوطلو رسیدیم. جاده ی اصلی پل دشت به بورآلان از داخل روستای شوطلو می گذشت. داخل روستا از محلی ها سوال کردیم و مسیر خاکی تالاب آغ گل را نشانمان دادند. وارد راه خاکی شدیم. مسیر خیلی مشخص نبود و دوراه های زیادی داشت. اما در اطراف روستایی های زیادی در حال کار، رفت و آمد و چوپانی بودند لذا به راحتی سوال می کردیم. در این منطقه که به طور کلی دشت بود و در انتهای مسیر ما به پای کوهها و تپه های کوتاهی می رسید، تعدادی آبگیر، مزرعه و زمین بایر وجود داشت.

نوک خنجری ها و چوب پاها در دسته های15-20 تایی دیده می شدند که به محض اینکه از ماشین پیاده می شدیم، شروع به سر و صدا می کردند. این بدین معنی بود که ما به لانه ی آنها نزدیک شده ایم! به طور کلی حدود 100 نوک خنجری و 100 چوب پا در جاهای مختلف تالاب مشاهده کردیم.

یک دسته بزرگ حدود 100 تایی از سار صورتی در حال پرواز از شمال به جنوب تالاب دیده شدند.

داخل آب، 7 لانه بزرگ و گرد از شاخه و چوب دیده می شدند که با توجه به سایز آنها، حدس زدیم مربوط به فلامینگو باشد. در مجموع 19 فلامینگو دیدیم.

 

تصویر 50-             مسیر دسترسی به تالاب آغ گل

تصویر 51-             تالاب آغ گل


 جدول 19-                       پرنده های مشاهده شده در مسیر رسیدن به تالاب آغ گل

تصویر 52-             سلیم شنی

تصویر 53-             سلیم کوچک

تصویر 54-             چوب پا

 

تصویر 55-             چکچک ماده

 

تصویر 56-             سنگ چشم سرحنایی


 

تصویر 57-             آگاما، مشاهده شده در مسیر تالاب

 

جدول 20-                       پرندگان مشاهده شده در بخش اول تالاب آغ گل

 

به روستای آغ گل که نزدیک می شدیم، تالاب بزرگ دیگری در کنار روستا مشاهده کردیم که  بیش از 200 فلامینگو از دور دیده می شدند. شاید هر دوی این تالاب ها در واقع یکی هستند در صورت بارندگی کافی به هم می پیوندند.

تصویر 58-             تعداد زیادی فلامینگو در تالاب آغ گل

جدول 21-                       پرندگان مشاهده شده در تالاب دوم، مجاور روستای آغ گل


بعد از روستای آغ گل به روستای شوراوغلی رسیدیم. در کنار این روستا، دامنه ی وسیعی پوشیده از شقایق بود.

تصویر 59-             شقایق های اطراف روستای شوراوغلی

تقریبا تمام خانه های روستایی از بعد از پلدشت و در همین منطقه ی آغ گل، از سنگ های سیاهی که همه جا روی زمین دیده می شدند، ساخته شده اند. این سنگ ها که ظاهری متخلخل داشتند، پوک به نظر می رسیدند، اما زمانی که به آن ها دست زدیم، مشاهده کردیم که بسیار سنگین و محکم هستند.

o9d3_img_0004.jpg 

تصویر 60-             خانه های ساخته شده از سنگ سیاه در غرب پلدشت

تصویر 61-             سنگ های سیاه در منطقه که برای خانه سازی استفاده می شوند

یک یا دو روستا بعد از قم قشلاق، جاده آسفالت شروع شد. ساعت  20:15 به روستای دم قشلاق در جاده ی اصلی به پلدشت رسیدیم. حوالی روستای دم قشلاق، چک چک دشتی دیدیم. همچنین کمی بعد از روستای زنگنه، دو عقاب که روی تپه ای نشسته بودند، توجهمان را جلب کردند.

با عبور از روستای زنگنه، دوباره از روستای شطلو رد شدیم و بعد از غروب آفتاب به پلدشت بازگشتیم.

پیشتر برنامه این بود که شب در چادر اقامت کنیم، اما شرایط به گونه ای بود که به محض پیاده شدن از ماشین، پشه ها هجوم می آوردند! لذا مجبور شدیم در یک مهمانپذیر نه چندان تمیز دیگر، اقامت کنیم: مهمانپذیر میلاد، پلدشت، خیابان پاسداران

مهمانپذیر طبقه ی بالای رستوران بود. اتاق بسیار کوچک بود. سرویس بهداشتی خیلی کثیف بود، لذا دیگه اصلا به سراغ حمام نرفتیم!

 

دوشنبه 13/03/92

بورآلان، چشمه ثریا، دامنه های آرارات، بازرگان، آواجیق، تالاب پیراحمد کندی، چالدران، کلیسای زور زور، دریاچه سد بارون، ماکو

ساعت 6:30 از پلدشت به سمت بورآلان خارج شدیم. مسیر پلدشت تا شوطلو و دم قشلاق رو دیروز یکبار طی کرده بودیم، بعد از شوطلو مناظر بسیار زیبا و بکری دیده می شد. هر کجا اندکی آب، نیزار یا چمنزار بود، گونه های متنوعی از پرندگان دیده می شدند، به گونه ای که قبلا چنین تنوع و جمعیت هایی را در تالاب های بسیار بزرگتری دیده بودیم.

 سنگ های آتش فشانی به صورت پراکنده روی زمین بودند که رنگ تیره ی آن ها در کنار سبزی چمن ها بسیار زیبا بود. روی خیلی از تیرهای برق یا سیم ها، جغد کوچک نشسته بود.

تصویر 62-             سنگ های آتشفشانی تیره اطراف جاده

تصویر 63-             تالاب ها و مناظر زیبای پلدشت به بورآلان

سنقر تالابی با چنگال های خود نی حمل می کرد و به نظر می رسید مشغول لانه سازی است.

حدود 3 کیلومتر قبل از روستای شیدی، برکه کوچکی کنار جاده بود، که تنوع گونه ای قابل توجهی داشت. در این برکه جوجه های اردک تاجدار، خوتکای ابروسفید و چنگر به همراه پدر یا مادر خود شنا می کردند. در برکه های اطراف روستای بهلوله، لانه های چوب پا و خروس کولی مشاهده کردیم.

تا کنون هر زمان که باکلان دیده بودیم، مثلا در سفرهای میانکاله و به طور کلی شمال ایران، همواره دقت می کردیم که باکلان کوچک است یا بزرگ و از قضا همیشه هم باکلان بزرگ بود! لذا خیلی علاقمند به دیدن باکلان کوچک بودیم. در این سفر با دسته های 10تایی، 20 تایی و حتی بیشتر از باکلان های کوچک مواجه شدیم و جالب اینجاست که دیدیم باکلان کوچک به راحتی از باکلان بزرگ بازشناخته میشه و اصلا قابل اشتباه نیست!

تصویر 64-             باکلان کوچک، حومه روستای کولیک

تصویر 65-             باکلان کوچک، حومه روستای بری


دیدن اکراس سیاه به تعداد زیاد هم به نوبه ی خود جالب بود. پیش از این فقط سایه ای از اکراس سیاه رو در تالاب عشق آباد ورامین دیده بودیم!

تصویر 66-             اکراس سیاه به دلیل شکل خاص منقارش به راحتی در پرواز قابل تشخیص می باشد


 جدول 22-                       پرندگان مشاهده شده در مسیر پلدشت به بورآلان

 

تصویر 67-             حواصیل زرد

تصویر 68-             حواصیل ارغوانی

 

غرب شوطلو، 2 قله کنار هم با کلاه برفی سفید نمایان شدند. این دو قله که بسیار زیبا و با ابهت بودند، تقریبا تا تمام طول زمان رسیدن به بازرگان دیده می شدند. در ابتدا سمت غرب ما بودند و بعد از رسیدن به چشمه ثریا که به سمت جنوب تغییر مسیر دادیم، سمت شرق ما قرار گرفتند.

از روستاهای بهلوله، کولیک و پنجرلو گذشتیم. با توجه به ظاهر و نام مساجد (مسجد امام محمد شافعی در روستای پنجرلو)، به نظر می رسید مردم این نواحی اهل سنت هستند. حدود ساعت 9 به بورآلان رسیدیم. زمان رسیدن به بورآلان، براساس اطلس راه های ایران انتظار دیدن یک شهر یا روستا را داشتیم. اما هیچ مرکز جمعیتی وجود نداشت! تنها یک جاده بود که در کنار آن یک پاسگاه نیروی زمینی وجود داشت. از یک وانت عبوری که به نظر می رسید محلی باشد، سوال کردیم که چطور می شود به چشمه ثریا رفت. گفتند باید از پاسگاه اجازه بگیرید، اگه نه تیراندازی می کنند! رفتیم جلوی پاسگاه و در زدیم. در باز شد و یک وانت با خمپاره اندازی پشت آن خارج شد! وحشت کردیم. انگار وارد میدان جنگ شده بودیم!

با سرباز جلوی در صحبت کردیم، آدرس چشمه ثریا را داد که به صورت یک جاده ی خاکی بین نیزارها بود. گفت به چشمه ثریا که رسیدید به پاسگاه مرزبانی مراجعه کنید. من با بی سیم اطلاع می دهم.

چشمه ثریا، دریاچه ای آرام در شمالی ترین نقطه ی ایران، روی گوش گربه، واقع شده است. آب دریاچه از چشمه های کف آن تامین می شود که قل قل آرام آب در برخی جاها دیده می شود. اطراف دریاچه را نیزارهای متراکم پوشانده اند طوری که آب آن از فاصله ی 10-20 متری نیز دیده نمی شود. یک پل معلق بر روی دریاچه وجود دارد که رد شدن از آن کمی ترسناک بود.

تصویر 69-             چشمه ثریا (شمالی ترین نقطه ی ایران) و کوه آرارات

به نزدیکی پل که رسیدیم، تعدادی اتومبیل پارک شده بودند. ما نیز از ماشین پیاده و از پل رد شدیم. یک سرباز به سمت ما آمد و خودمان را معرفی کردیم و گفتیم می خواهیم چندتا عکس بگیریم. گفت تمام عکس هایتان باید به سمت جنوب باشد، چون سمت شمال برج های دیده بانی کشور آذربایجان است و حساسیت ایجاد می شود. ما هم اطاعت امر کردیم.

در کنار دریاچه، یعنی به فاصله ی کمتر از 100 متر از مرز آذربایجان، یک کافی شاپ نسبتا شیک وجود داست. تابلویی که روی دیوارش نصب شده بود، می گفت سردار احمدی مقدم در بازدیدی که به نظرم 2 سال قبل به آن پاسگاه داشته، دستور داده این کافی شاپ ساخته شود. البته آنجا فضا اونقدر امنیتی بود که نمی دانم هدف از تاسیس آن چه می توانست باشد.

چند عکس انداختیم و برگشتیم. حین عبور از روی پل، علی یک گونه از چرخ ریسک ها را دید که قبلا ندیده بودیم: چرخ ریسک نیزار! دیدن آن به ویژه در این نقطه ی دور افتاده برایمان بسیار هیجان انگیز بود. علی اصرار داشت که از آنها عکاسی کند! از طرفی جو منطقه به طور کلی استرس زا بود و ما بایستی سریعتر خارج می شدیم. عکس هایی که انداختیم با دوربین کامپکت بود و حالا علی می خواست دوربین بزرگتری دست بگیرد که ممکن بود حساسیت زا باشد! خلاصه به هر زحمتی بود، چند عکس از چرخ ریسک های نیزار گرفت و به سرعت از منطقه خارج شدیم.

 

تصویر 70-             چرخ ریسک نیزار در چشمه ثریا- بورآلان

جدول 23-                       پرندگان مشاهده شده در چشمه ثریا

 

 شاید بتوان گفت از بورآلان تا بازرگان زیباترین مناظر این سفر را دیدیم. دشت های بکر، پهناور و سرسبز بدون وجود زمین های کشاورزی که در تمام مناطق ایران به چشم می خورند، دامنه های آرارات، چادرهای عشایر، آسمان آبی تر و ابرهای سفید تر از آنچه ما اغلب در تهران می بینیم، همگی ما را به وجد آورده بودند.

 

تصویر 71-             مسیر بورآلان تا بازرگان- کوه آرارات

تصویر 72-             چادرهای عشایر بورآلان

برای صبحانه ای دیرهنگام و استراحت توقف کردیم. ساعت 11:30 به سمت بازرگان حرکت کردیم، کم کم جاده کوهستانی شد با پیچ و خم های تند.

 

تصویر 73-             جاده ی بورآلان به بازرگان

جدول 24-                       پرندگان مشاهده شده در مسیر بورآلان تا بازرگان


 

تصویر 74-             سارگپه پابلند در حال شکار

تصویر 75-             چکچک ماده

 

تصویر 76-             چکچک گوش سیاه

تصویر 77-             کلاغ گردن بور

 

از کوه بالا رفتیم و ساعت 12:20 از یاریم قیه عبور کردیم.

 

تصویر 78-             یارم قیه و لانه لک لک ها در این روستا

 

بعد از عبور از میان کوه ها، دوباره دشت سرسبزی نمایان شد که شهر بازرگان در آن قرار داشت. از بالای بلندی که ما بودیم، چندین تالاب بزرگ و کوچک اطراف بازرگان و یارم قیه دیده می شدند، اما راه دسترسی مشخصی برای آنها دیده نمی شد. به همین دلیل به سمت آن ها نرفتیم. ساعت 12:35 به بازرگان رسیدیم. ورودمان از کنار صف های طولانی کامیون های ترانزیت بود.

تصویر 79-             ورودی شهر بازرگان

توقفی در این شهر نداشتیم و یک راست به سمت تالاب پیراحمد کندی رفتیم.

تصویر 80-             شش ضلعی های منظم آتشفشانی در حاشیه جاده

این شش ضلعی های منظم و زیبا منشا آتشفشانی دارند و داستان شکل گیری و پیدایش آن ها جالب است که در پست های بعدی سعی می کنیم مطرح کنیم.

 در شهر یا روستای آواجیق آدرس پرسیدیم و گفتند جاده ی پیراحمد کندی خاکی است. به جاده ی خاکی که رسیدیم، یک وانت نیروی انتظامی در حال عبور بود و ما را تا روستا هدایت کرد. در مسیر تالاب یک شغال دیدیم.

تصویر 81-             مسیر روستای پیراحمد کندی

تصویر 82-             شغال

 تالاب پیراحمد کندی غرب روستا قرار داشت. با تالاب های دیگری که تا به حال دیده بودیم متفاوت بود. شبیه  pit land بود. قبلا به نزدیک شدن به روستا هوا رو به خرابی گذاشت. وقتی به تالاب رسیدیم تقریبا توفان شروع شد. باد شدیدی می وزید. ابرها در حال نزدیک شدن بودند. جاده هم خاکی بود، لذا توقف زیادی نداشتیم.

تصویر 83-             تالاب پیراحمد کندی


جدول 25-                       پرندگان مشاهده شده در تالاب پیراحمد کندی


تصویر 84-             طرقه کوهی ماده

 

ساعت 15:00 از پیراحمد خارج شدیم و ساعت 15:20 در مسیر آواجیق به چالدران قرار گرفتیم.


جدول 26-                       پرندگان مشاهده شده در مسیر پیراحمد کندی به آواجیق

 

در شهر آواجیق، بعد از مدتها، گنجشک خانگی دیدیم!

 کنار روستای عرب دیزج، تابلویی آبشار شرشر را در این روستا معرفی می کرد. آبشار  تقریبا از کنار جاده هم دیده می شود. ساعت  15:30 به سمت آبشار رفتیم و 20 دقیقه بعد به مسیر اصلی بازگشتیم.

تصویر 85-             روستای عرب دیزج و آبشار شرشر

جدول 27-                       پرندگان مشاهده شده در محوطه آبشار شرشر و روستای عرب دیزج


 در مسیر آواجیق به چالدران، از روستای شاه بنده لو چند کیلومتری از مسیر خاکی می شود. ساعت 17:00 به چالدران رسیدیم. خیلی گرسنه بودیم و یکراست به سمت غذاخوری رفتیم. نشانی کلیسای زور زور و دریاچه سد بارون رو پرسیدیم. گفتند چند کیلومتری رد شده اید. 2راهی آن با تابلوی «مزرعه» در سمت شرق جاده مشخص بود، اما ما نمی دانستیم، مسیر سد هم هست. طبق تابلو، بایستی 12 کیلومتر در جاده ی خاکی تا روستای مزرعه می رفتیم. پس از آن نیز 3-4 کیلومتر تا روستای بارون و کلیسا فاصله بود. ساعت 17:50 از چالدران حرکت کردیم و حدود ساعت 18:40 به روستای بارون رسیدیم.

مسیر دسترسی از داخل دره ی پهنی عبور می کرد که رودخانه ی گل آلود قزل چای در آن جریان داشت که کم کم تبدیل به دریاچه سد بارون می شد. جاده نسبتا کوهستانی و پر پیچ و خم بود. طوری که از اولین باری که کلیسا را دیدیم، حدود نیم ساعت طول کشید تا از پیچ های فراوان عبور کنیم و به آن برسیم.

تصویر 86-             دریاچه سد بارون

در مسیر دسترسی، یک سهره سینه سرخ نر در حال غذا دادن به سه جوجه مشاهده کردیم. یک طرقه ی کوهی نر نیز دیده شد.

به انتهای روستای بارون که رسیدیم، کلیسا به خوبی دیده می شد، اما مسیر دسترسی به آن حصار کشی شده بود. در چنین مواقعی هم که هیچ تابلوی راهنمایی یافت نمی شود. کنار حصار، محوطه ی اداری تاسیسات سد قرار داشت و در نرده ای آن باز بود. حصارکشی دقیقا تا وسط در ورودی ادامه داشت. طوری که برای وارد شدن به راه کلیسا، باید به داخل محوطه ی اداری رفته، دور بزنیم و در جهت مخالف وارد راه خاکی کلیسا شویم. به اتاقک نگهبانی مراجعه کردیم، اما کسی نبود. کلی گشتیم و صدا زدیم تا دو نفر از پرسنل آمدند. برخورد خوبی داشتند. باهماهنگی از داخل محوطه، به سمت کلیسا رفتیم.

کلیسای مریم مقدس یا زور زور تنها اثر از بقایای مجموعه مذهبی – آموزشی «زور زور» است که در کنار یک رودخانه و روستای بارون قرار گرفته است. زور زور به زبان ارمنی، یعنی تنگنایی که آب رودخانه به صورت قطره قطره از آنجا عبور می کند. تاریخ ساخت این کلیسا به قرن 14 میلادی برمی گردد که توسط اسقف اعظم کلیسای تادئوس مقدس (قره کلیسا) به عنوان مدرسه تعلیمات دینی، فرهنگی و ادبی ساخته شد. اما پس از حمله ی مغول ها و سپس تیمور لنگ و سایر اقوام تورانی و خروج ارامنه از این منطقه، کلیسا به حالت متروک در آمد. ساختمان های اطراف آن در اثر عوامل طبیعی و غارت های متعدد ویران شد و فقط ساختمان خود کلیسا باقی ماند.

کلسیای زور زور داخل دره ای واقع شده بود که احداث سد مخزنی بارون که در سال 1366 و آبگیری سد موجب زیر آب رفتن کلیسا می شد. لذا سازمان میراث فرهنگی، اقدام به جابجایی کلیسا نمود. کلیسا ظرف 25 روز سنگ به سنگ در لایه های دیوار چینی شماره گذاری و به محل دیگری به فاصله 600 متر و ارتفاع 110 متر بالاتر به روی یک صخره منتقل شد.

دیوار حائل سد از کنار کلیسا قابل رویت است و حساسیت هایی هم از نظر عکاسی به سمت سد وجود دارد. در کلیسا قفل بود و نمی شد به آن وارد شد، اما ساختمان جالبی داشت و قرار گرفتن در بلندی کنار دریاچه، منظره ی زیبایی به وجود آورده بود.

تصویر 87-             کلیسای زور زور

کلیسا پلانی به شکل صلیب دارد و ابعاد خارجی آن حدود 20x10 متر ارتفاع آن حدود 12 متر است.


 جدول 28-                       پرندگان مشاهده شده در محوطه کلیسای زور زور

غروب آفتاب نزدیک بود، اما پرسنل سد گفته بودند که جاده ی آسفالتی به طول حدود  حدود 30 KM از بارون تا ماکو احداث شده، لذا جای نگرانی نبود. جاده پر پیچ و خم بود و از بالا دست ماکو وارد می شد. در واقع ماکو پایین دره قرار داشت و جاده با شیب تندی از بلندی به ته دره می رفت.

تصویر 88-             ماکو

ساعت 19:40 از بارون حرکت کرده و ساعت 20:30 به ماکو رسیدیم. شهر ماکو یک مستطیل باریک و طولانی است که داخل دره ای با همین ابعاد ساخته شده. در واقع لبه های شهر از دو طرف به کوه می رسند. دامنه ای از سمت بارون مشرف به ماکو بود و ما از آن وارد شهر شدیم، پر از ویلاهای جدید ساخت بود. وقتی به شهر رسیدیم و فضای بسته ی آن را دیدیم، به نظر می رسید اختلاف دمای ویلاها با شهر قابل توجه باشد.

چندتا از مهمانسراها و هتل هایی که در اطلس راه های ایران برای ماکو ذکر شده بود، تعطیل بودند. اتفاقی به مهمانسرای جهانگردی رسیدیم، اما هزینه 7-8 ساعت اقامت ما، حدود 220 هزار تومان برای دو اتاق می شد که برای سفر 10 روزه منطقی نبود. لذا به هتل الوند رفتیم در چهار راه مرکزی رفتیم. این هتل یا مهمانسرا (تعریف دقیق آن را نمی دانم) به نسبت جاهای قبلی این سفر تمیزتر و بهتر بود. اما حمام در راهرو قرار داشت و روی تابلو هم دو تعرفه نوشته بود: اتاق با حمام، اتاق بی حمام! بعد از استفاده از حمام، مسئول مربوطه می اومد و در حمام رو قفل می کرد!!

 

سه شنبه 14/03/92

ماکو، قره کلیسا

داخل شهر ماکو، مشابه کلاغ ابلق در تهران، تعداد زیادی کلاغ گردن بور دیده می شد.

ساعت 6:40 به سمت شوط حرکت کردیم. در طول مسیر تا دوراهی قره کلیسا، خیلی جاها دشت های وسیعی پر از شقایق بود.

تصویر 89-             دشت های شقایق اطراف شوط

جدول 29-                       پرندگان مشاهده شده در مسیر ماکو به شوط

 ساعت 8:30 به قره کلیسا در مجاورت روستای کلیسا کندی رسیدیم. قره کلیسا از نظر مذهبی مهمترین کلیسای ایران است.

 

تصویر 90-             قره کلیسا

کلیسای تادئوس مقدس (قره کلیسا) که از سال 1243 میلادی از اهمیت زیادی برخوردار بوده، در شمال شرقی دشت چالدران و در منطقه ای کوهپایه ای واقع شده و دلیل نامگذاری آن، استفاده از سنگهای سیاه (قره در زبان آذری) آذرین در ساخت بخش قدیمی آن است. هر ساله در ابتدای مردادماه بسیاری از ارامنه ی ایران و کشورهای همسایه برای زیارت و اجرای مناسک دینی به این کلیسا می آیند و برای چند روز در اطراف کلیسا کمپ می کنند.

قره کلیسا مزار تادئوس و یادمان داستان شهادت اوست. در نزدیکی کلیسا نیز مقبره ی کوچکی بر فراز تپه ای مشرف به کلیسا قرار داره که مزار ساندوخت، دختر پادشاه وقته. تادئوس و ساندوخت از اولین مسیحیان منطقه بودند و به دلیل اعتقادات مذهبی به شهادت رسیدند.

این کلیسا تا قرن 19 میلادی رونق زیادی داشته اما با شروع جنگ های ایران و روسیه جمع کثیری از ارامنه آذربایجان به آن سوی ارس مهاجرت می کنند. عده ی کمی که باقی مانده بودند در زمان جنگ جهانی اول و پس از یورش قوای عثمانی به ایران، این منطقه را ترک کردند. به این ترتیب روستاهای ارمنی نشین اطراف این کلیسا در زمان کوتاهی خالی از سکنه و متروک شدند.

فضاهای جانبی برای اقامت روحانیون و خدمه ی کلیسا وجود داشته که آثاری از آسیاب آن در کنار کلیسا دیده می شه.

تصویر 91-             سنگ های آسیاب در قره کلیسا

در حفره های سنگ ها در حیاط کلیسا سارها لانه کرده بودند و در برخی موارد جوجه ها دیده می شدند. لانه به راحتی از روی فضله هایی که روی دیوار و کف زمین جلوی لانه ریخته بود، قابل تشخیص بودند.

تصویر 92-             سار در حال رساندن غذا به جوجه

جدول 30-                       پرندگان مشاهده شده در محوطه قره کلیسا و مسیر دسترسی


تصویر 93-             زردپره مزرعه

تصویر 94-             زردپره سرسیاه

تصویر 95-             سهره سینه سرخ

ساعت 9:30 به سمت چالدران حرکت کردیم. داخل شهر چند دقیقه ای برای خرید توقف داشتیم. ساعت 10:30 از شهر خارج شدیم و با گذشتن از شهر های خوی و سلماس، ساعت 13:00 به دوراهی آق زیارت رسیدیم.

جدول 31-                       پرندگان مشاهده شده در مسیر چالدران به خوی و آق زیارت

 

از جاده ی اصلی خوی – ارومیه خارج شدیم تا از کنار دریاچه ارومیه عبور کنیم. قصدمان رفتن به تالاب آق زیارت بود. این تالاب از مانداب‌های کناره دریاچه ارومیه تشکیل شده و به دلیل نزدیکی به دریاچه ارومیه و شکل نیزاری آن پناهگاه مناسبی برای پرندگان مهاجر آبزی است. این تالاب در حد فاصل روستاهای خان‌تختی و آق‌زیارت در فاصله 20 کیلومتری جنوبی سلماس و 80 کیلومتری شمال ارومیه واقع شده است. (منبع: اینترنت)

ساعت 13:00 به دوراهی آق زیارت رسیدیم، اما عملا دریاچه ارومیه خشک بود و نمی شد انتظار هیچ تالابی را داشت!

تصویر 96-             دریاچه ی خشک ارومیه

برای نهار توقف کردیم و مجددا ساعت 15:30 به سمت جنوب حرکت کردیم.  سمت قوشچی، در نزدیکی پمپ بنزین پری شاهرخ دیدیم.

برای دیدن تالاب اسلام آباد به روستای اسلام آباد رفتیم. جالب بود که مسیر دسترسی با روستا، با نقشه راه های ایران مطابقت نداشت. از اهالی نشانی تالاب را پرسیدیم، برکه های کثیفی داخل روستا نشان دادند. از پسربچه ی دوچرخه سواری آدرس پرسیدیم، فرار کرد! لذا تالابی نیافتیم. به طور کلی پیدا کردن تالاب های کوچک که نشانی کاملی هم از آنها نداشتیم، بسیار مشکل بود. محلی ها هم اغلب راهنمای خوبی نبودند.

ساعت 18:00 به دریاچه سد حسنلو در جنوب غرب دریاچه ارومیه رسیدیم. این یکی پر آب بود!  نیم ساعتی در محل بودیم و علی با کاکایی ها و پرستو دریایی ها کلی تمرین flight shot کرد. خانواده ها برای تفریح به ساحل دریاچه آمده بودند. ماهیگیری هم صورت می گرفت. اما اصلا فضاسازی نشده بود. یه جاهایی شوره زار و پر از گل و لای بود. یه جاهایی پر از فضولات دام بود و به طور کلی فقط کنار خود دریاچه منظره ی خوبی داشت.

تصویر 97-         دریاچه سد حسنلو

جدول 32-                       پرندگان مشاهده شده در دریاچه سد حسنلو

 

 تصویر 98-         پرستوی دریایی معمولی

تصویر 99-         پرستوی دریایی نوک کاکایی

تصویر 100-         کاکایی صورتی

تصویر 101-         کاکایی سرسیاه

 

از جنوب دریاچه تا نزدیکی محمدیار و نقده، اسم 4 تا تالاب رو داشتیم شورگل، حسنلو، سیران گل، درگه سنگی. اما از محلی ها که پرس و جو کردیم، به نظر می رسید تنها دو تالاب هست و هر کدام 2 اسم دارند. مثلا نام محلی سیران گل، شور گل است. اما در مورد درگه سنگی خیلی مطمئن نیستیم که نام دیگر حسنلو باشد.

همیشه هر جا که آدرس می پرسیدیم، کلی توضیح می  دادیم که این اطراف کجا آب و پرنده هست. در ابتدای جاده ی ورودی سیران گل، با یک آقا که در حال کار در مزرعه بود صحبت کردیم. به نظر تحصیل کرده می رسید. تا توضیح دادیم، گفت: آهان می خواهید به تالاب بروید!!

مسیر ورودی سیران گل با تابلویی در جاده ی اصلی مشخص شده است.

تصویر 102-         سیران گل 

جدول 33-                       پرندگان مشاهده شده در سیران گل



برای دیدن تالاب گرده قیط و ممیند در جنوب شرق سیران گل، به روستای قیط وارد شدیم. علاقمند بودیم که امشب کنار یکی از تالاب ها کمپ بزنیم. اما جوان ها گفتند برای رسیدن به تالاب حدود یک ساعت راه خاکی در پیش است و به طور کلی حرف ها متفاوت و ضد و نقیض بود. آفتاب هم در حال غروب بود. لذا صرفنظر کردیم. داخل روستای قیط لانه های خیلی بزرگی از لک لک بالای تانکرهای بلند آب بود. اما در آن نور کم، نمی شد عکس برداری کنیم.

به مسیر خود به سمت روستای قره داغ ادامه دادیم. روستای قره داغ در کنار تالاب کانی برازان قراردارد و ما شب مهمان آقای معارف پناه، فعال محیط زیست منطقه، بودیم.

هوا تاریک شده بود و تابلوی مشخصی برای راهنمایی پیدا نمی کردیم. در یکی از روستاهای کنار جاده مهاباد به میاندوآب از محلی ها سوال پرسیدیم. اکثر اهالی قومیت کردی داشتند. آقایی که راهنمایی کرد خیلی خونگرم بود. سوار ماشین خود شد و گفت دنبال من بیایید. تا سر دوراهی ما را رساند. کنار جاده ایستاد و از چند ماشین پرسید کسی به روستای قره داغ می رود که راه را به ما نشان دهد، اما کسی به آنجا نمی رفت. لذا گفت «هر جا مسیر را گم کردید، نگهدارید و در یک خانه را بزنید. اینجا همه مهمان نوازند، از هر کس سوال کنید پاسخ می دهد.»

 

چهارشنبه 14/03/92

تالاب های کانی برازان و گروس- زنجان

تالاب کانی برازان مهاباد، تالابی با اهمیت بین المللی (عضو کنوانسیون رامسر) است که طرح احیای آن اخیرا به اتمام رسیده است. این تالاب بزودی به عنوان پناهگاه حیات وحش معرفی می شود که در صورت انجام این کار تالاب کانی برازان جزو مناطق چهارگانه کشور خواهد بود که جایگاه قانونی و تعریف شده دیگری پیدا میکند لاب کانی برازان در قسمت شمالی حوزه آبریز رودخانه های مهابادچای و سیمینه رود واقع است که در شمال و شرق روستای قره داغ گستره شده و تا تالاب گروس امتداد می یابد. (منبع: سایت کویرها و بیابان های ایران)

تصویر 103-         روباه در مسیر تالاب کانی برازان

 

تصویر 104-         طلوع خورشید در تالاب کانی برازان

 

جدول 34-                       پرندگان مشاهده شده در تالاب کانی برازان

 

تصویر 105-         چرخ ریسک نیزار

تصویر 106-         باکلان کوچک

تصویر 107-         قوی فریاد کش

  

تصویر 108-         پرستو

تصویر 109-         زنبورخوار گلو خرمایی

تصویر 110-         گلاریول بال سرخ

تصویر 111-         خروس کولی سینه سیاه

 

تصویر 112-         گاومیش های عظیم الجثه در اطراف کانی برازان

تالاب گروس

در مصب رودخانه‌ای سیمینه رود و مهاباد چای قرار دارد. شمال و شمال غرب آن به اراضی باتلاقی و طغیانی دریاچه ارومیه محدود شده و نهایتاً به دریاچه می‌رسد. در جنوب غرب به تالاب کانی برازان محدود می‌شود راههای دسترسی به این تالاب جاده روستایی بفراون و خورخور منشعب از جاده ساحلی  مهاباد است (منبع: سایت کویرها و بیابان های ایران).

جدول 35-                       پرندگان مشاهده شده در مسیر تالاب گروس

تصویر 113-         تالاب گروس


 جدول 36-                       پرندگان مشاهده شده در تالاب گروس

تصویر 114-         گاوچرانک

 

 تصویر 115-         فلامینگوها در تالاب گروس

به منزل آقای معارف پناه برگشتیم و نهار مهمان ایشان بودیم. ساعت 14:00 از خانواده ایشان خداحافظی کرده و به سمت تالاب قره قشلاق حرکت کردیم.

 

به سمت میاندوآب، میانه و مراغه

کمی قبل از میاندوآب، حدود 10 لک لک در یک دسته در حال پرواز بودند که منظره زیبایی بود.

ساعت 15:30 به قره قشلاق رسیدیم. قره قشلاق یکی از تالاب های مهم استان آذربایجان شرقی است. اما متاسفانه نتوانستیم آن را بیابیم! داخل روستا آدرس پرسیدیم. اما برخورد خوبی ندیدیم. تعدادی از اهالی با خنده و طعنه پاسخ می دادند. از 5 آقا که کنار هم زیر یک آلاچیق نشسته بودند سوال کردیم. همگی با خنده پاسخ دادند اما دقیقا 5 جهت مختلف را با دست نشان دادند!! حس خوبی نداشت. سر ظهر بود و هوا هم خیلی گرم بود. اختلاف دمای هوا از ارومیه و تبریز به سمت جنوب، با نواحی شمالی کاملا محسوس بود. لذا از خیر تالاب قره قشلاق گذشتیم.

به مسیر اصلی برگشتیم و با عبور از کمربندی بناب ساعت 17:30به مراغه رسیدیم. از رصدخانه مراغه دیدن کردیم و ساعت 18:20 از شهر خارج شدیم.

تصویر 116-         رصدخانه مراغه

اثر ملی طبیعی فسیلی مراغه

در جاده ی مراغه به سمت آزادراه تبریز-زنجان، چندین بار تابلوی اثر طبیعی ملی فسیلی مراغه را دیدیم. قبلا شنیده بودیم که فسیل های کشف شده در مراغه از قدیمیترین فسیل های ایران و جهان هستند. لذا برای دیدن فسیل ها به روستا یا شهر شله وند رفتیم. خروجی از جاده ی اصلی با یک تابلوی بزرگ مشخص شده، اما در جاده ی فرعی مربوطه، چندین بار آدرس پرسیدیم.

نهایتا به یک دوراهی با جاده ی خاکی رسیدیم که مسیر اختصاصی سایت فسیلی بود. کیفیت جاده فوق العاده پایین بود و پستی و بلندی های زیادی داخل جاده داشت. به سختی به محوطه رسیدیم. البته تابلوی خاصی نداشت، به نظر می رسید همینجا باشد.

محوطه ی اثر فسیلی مراغه شامل چند کانکس و ساختمان سوله مانند بود. کلی در زدیم و صدا کردیم تا یک آقا که ظاهرا نگهبان آنجا بود، به استقبالمان آمد! گفت برای دیدن سایت باید مجوز داشته باشید. گفتیم بابا ما این همه راه اومدیم، راهنمای تور هستیم و فلان! قبول کرد. وارد سوله ی اصلی شدیم.

خیلی از فسیل های سردر نمی آوردیم. تابلوی مشخصی هم نداشتند، راهنما هم توضیحاتی می داد که خیلی منطقی نبودند! بیشتر توجهمان به شرایط سوله و محل نگهداری فسیلهای چند میلیون ساله بود. از سقف آب چکه می کرد. راهنمای مربوطه وقتی حین توضیح دادن می خواست به بخشی از استخوان فسیل اشاره کند، از حصار عبور می کرد و از روی خاک سایت به کنار فیسل می رفت که اینکار برای ما خیلی عجیب بود.

تصویر 117-         اثر ملی طبیعی فسیلی مراغه

 

حدود ساعت 12 شب به زنجان رسیدیم. خیلی خوابمان می آمد، لذا شب رو استراحت کردیم و با صبح زود ساعت 10 از خواب بیدار شدیم! نهار رو در باغهای روستای الموت صرف کردیم و نهایتا عصر روز 16/03/93 به تهران رسیدیم.

نظرات  (۳)

Besyar weblog e khub va hayajan angizi hast va kheili khub neveshteh shodeh. Sepas az darmiyan gozashtan e etelaat e zibai ke dadid :) xxx
پاسخ:
مرسییی فرنوش جان.
عکس‌ها عالی بود ای کاش از منطقه چشمه ثریا در زوایای مختلف بدون این که شخصی در تصویر پیدا باشد مخصوصا روی پل عکس می‌گرفتید
پاسخ:
سلام دوست گرامی، ممنون از ارسال نظر جنابعالی.
بله حق با شماست. چنانچه حتما متوجه شده اید، سایر عکس های این پست و پست های دیگر، همگی بدون حضور اشخاص هستند (مگر در مواردی که جمعیت قابل توجهی حضور داشته اند). اما در این مورد خاص، متاسفانه فضای منطقه بسیار امنیتی بود و به ما گفته شد فقط در یک زاویه آن هم پشت به مرز می توانید چند عکس بگیرید و سریع محل را ترک کنید. حتی به ما گفته شد که فقط نیروهای خودی نیستند که جزییات رفتار شما را زیر نظر دارند و هر گونه رفتار تحریک کننده ای ممکن است با عکس العمل مواجه شود!! به عبارتی بهتر بود به صورت یک توریست عادی رفتار کنیم تا عکاسی که در زوایای مختلف عکسبرداری می کند!
شاید حضور و گرفتن چند عکس نصفه نیمه در چشمه ثریا، تنها در اولین تجربه چنین برایمان استرس زا بوده است و شاید این تجربه انگیزه ای باشد برای طی مجدد این مسافت طولانی و سفری دوباره به گوش گربه!
چه خوووب!!
پاسخ:
مرسییی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">